يحيى دولت آبادى
35
حيات يحيى ( فارسى )
عليه نتوانست بغداد را نگاهدارد ( طلعت از شنيدن اين كلمه آثار پريشان خاطرى از صورتش هويدا ميگردد ) قشون جلو رفتهء شما از همدان خود را به بيجار كه مركز قشون شما است زودتر ميرسانند تا از تهران و اگر از همدان تجاوز كردند ممكن است در اين صورت محاصره گردند طلعت اندكى تأمل كرده ميگويد من در جريان كارهاى نظامى نيستم بهتر اينست در اين موضوع با انور پاشا وزير جنگ صحبت بداريد ميگويم آن رابطهء خصوصى را كه با شما دارم با او ندارم جواب ميدهد حاصل خواهيد كرد . مطلب سيم چيست ؟ ميگويم از گفتن آن ملاحظه دارم - چنان كه از گفتن اول و دوم ملاحظه نكرديد سيم را هم بيملاحظه بگوئيد . با ايرانى حرف اتحاد اسلام نزنيد با كمال برآشفتگى - آيا آنها مسلمان نيستند ميگويم چرا مسلمانند اما در درجهء سوم اول ايرانيند دوم جعفرى و سيم مسلمان طلعت پاشا تبسم كرده ميگويد عجبا اينطورند ميگويم بلى اگر نام محمد و على را روى صفحهء نوشته يك ايرانى را چوب بر سر بزنيد كه يكى از آن دو را محو كند او محمد را محو مىكند و از محو كردن نام على احتراز دارد پس آنها شيعه مذهب هستند پيش از آنكه مسلمان باشند در اين صورت دعوت ايرانى باتحاد اسلام نتيجهاش تجديد دعواى على و عمر خواهد شد بلكه بهتر است در هرگونه اتحادى بخواهيد با ايرانيان بكنيد حرف مذهب در ميان نيايد روزگار هم رفتهرفته عصبيتهاى قديم را در هردو ملت ضعيف ساخته است چه بهتر كه فتنهء خفته را بيدار ننمائيد طلعت ميگويد اجازه ميدهيد اين مطلب را در مركز جمعيت اتحاد ترقى مذاكره نمايم ميگويم در صورتى كه صلاح دو مملكت باشد محذورى نخواهد داشت طلعت از ورود من باستانبول اظهار مسرت مىكند و مقرر مىشود مكرر يكديگر را ملاقات نمائيم . روزى دو از اين قضيه ميگذرد از طرف انور پاشا وزير جنگ بوزارت جنگ دعوت ميشوم و معلوم مىشود براى مذاكره راجع بتجاوز كردن قشون از همدان به طرف تهران است در اين مجلس وزير جنگ عثمانى را از روى نقشه قانع ميسازم كه تجاوز اردوى مشترك عثمانى و ايرانى از همدان با وجود نگرانى كه از نگاهدارى بغداد هست خطرناك مىباشد و در همين روز دستورهاى خود را كه برئيس اردوى همدان دادهاند